سه شنبه

گاهی اوقات به اونهایی که ایمان دارند حسابی حسودیم میشه. دل شب جانمازشون رو پهن میکنند و با خدا راز و نیاز میکنند یا کلیسا میرن یا هر جور دیگه ... خلاصه خودشون رو سبک میکنند و با ایمان قویشون به اون چیزی که میخوان میرسند یا با گفتن حتما" صلاح نبود خودشون رو تسکین میدن !!

این روزها به هر دری که میزنم بسته است و باز کردنش کاری بسیار غیر ممکن به نظر میرسه . انگیزه و جسارت و اعتماد به نفسم رو از دست دادم ... دچار یک نوع کرختی و رکود خاصی شدم .

وبلاگها رو میخونم و بدون ثبت نظری میبندمشون . بسته پف بزرگی کنار دستمه و بعد از اینکه امروز دو بار به اسم leonard cohen برخورد کردم ، سعی میکنم بعضی از آهنگهاش رو دانلود کنم .

زندگی برام فقط یک وقت کشی عذاب آور شده . گذران امروز و منتظر فردا بودن . 

کاش می شد با خدا معامله کرد ، مثلا" : خدایا ١ سال از عمرم رو بگیر اما این اتفاق برام بیفته!!

/ 6 نظر / 7 بازدید
سهراب

کاری به بهشت و جهنم و این چیزها ندارم. اما داشتن ایمان خیلی وقتا تاثیر مثبتی توی زندگی داره. حالا شما چرا به پوچی رسیدی؟ خدا بد نده.

راحله

من از وقتی تو رو شناختم به خاطر انگیزه و جسارتت همیشه تحسینت کردم.. چی شده پس؟ سخت نگیر گاهی اینجوری میشه.. ولی با خدا معامله نکن این یکی رو بی خیال.. حتما اون جاهایی که درش باز نمیشه یه علتی داره[قلب]

ماهی

من هم همیشه به این جور آدم ها حسودی ام شده، این هایی که همه چیز را به خدا حواله می دهند و خلاص...دنیای ساده ی خوبی دارند...لئونارد کوهن فوق العاده ست، چند سالی می شود که آهنگ هایش من را به خیلی جاها برده اند و بر نگردانده اند...

xatoun

حالا تو اين معامله چي به خدا مي‌رسه؟ هان؟ يه سال عُمر تو رو ميخواد چيكار آخه؟ ;)

ماهی

زندگی سادست، خیلی ساده تر از اونی که بهش فکر کرد پس سعی کن از خوردن همون بسته پفکی که کنارته و یه دونشم برای من نذاشتی لذت ببری و لبخند بزنی...[قلب][ماچ]