شب سال نو

با موهای مسی کوتاه روی زمین نشسته ام . ناخنهای مانیکور شده صورتی با گل سفیدی بر آن را داخل پاکت چیپس میگردانم ، چیپسی بر میدارم و داخل ظرف ماست و خیار فرو میکنم ! لیوان نیمه از شراب قرمز را برمیدارم و در حالی که از در بزرگ بالکن به کوچه پر از آتش و ترقه و جنب و جوش نگاه میکنم تا آخر سر میکشم .

به سفره هفت سین نگاه میکنم ، تخم مرغ را فراموش کرده ام مثل آینه و قرآن ... .

آخرین شب سال 1391.

   + ندا - ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ; ٢٩ اسفند ۱۳٩۱