آرزوها

واقعا" وبلاگ نویسی کار سختیه و من نمیدونم چی باید بنویسم برای همین دیر به دیر آپ میکنم چون خواننده ها از قشرهای مختلف هستند و آدم نمیدونه از خودش بنویسه یا مسائل جامعه . من شخصا" تصمیم گرفتم مسائل شخصیم رو تعمیم بدم به کل و در پایان نتیجه گیری کنم!

امروز دوست دارم آرزوهام رو اینجا بنویسم تا ببینم کی برآورده میشوند و اصلا" برآورده میشوند یا آرزو میمونند یا اهمیتشون تنها در این برهه زمانیه!!

اول اینکه زودتر من و کوچی بریم خونه خودمون( اجاره ای نباشه!) و این همه کاسه و کوزه و ماگ و عکس و چیزهایی که هر جا رفتیم برای یادگاری خریدیم ،بذاریم توی خونمون!

دوم اینکه من زودتر در یک شرکت خارجی کار پیدا کنم .

سوم اینکه شرکت خودم زودتر از آب و گل دربیاد( با مخالفت کوچی و البته اطلاعش ثبتش کردم و دارم براش رتبه میگیرم!).

چهارم اینکه خواهرم خوشبخت باشه.

پنجم اینکه به مرحله کنسرت نوازی دف برسم!

ششم اینکه عضو ثابت یک موسسه خیریه بشم.

هفتم اینکه هر سال با کوچی عزیزم به یک مسافرت خارج از کشور بریم!

و هشتم اینکه همه خانواده ام و دوستام سالم و شاد باشند!

پ.ن١: آرزوهام به ترتیب اولویت نیستند.

پ.ن٢: این مطلب رو بیشتر از این جهت نوشتم که بگم آدم واقعا" به امید زنده است و کم یا زیاد هممون آرزوهامون مثل هم هستند. همه دنبال آرامش و آسایش هستیم . پس بیاییم انرژی اضافی برای مسائل پیش پا افتاده نذاریم و خودمون و اطرافیانمون رو بیخود ناراحت و دلشکسته نکنیم . همین آرزوها و مسائلی که یک روزی برامون مهمه فردا برامون بی اهمیت میشه و آن چیزی که باقی میمونه انسانیت و محبت و مهربونیه. بابا همین مساله ای که امروز تو رو عصبانی کرده و به خاطرش با عزیزت ، همکارت و پدر و مادرت بد رفتاری میکنی ، فردا خاطره میشه و شاید هم اصلا" فراموش بشه.   

   + ندا - ٩:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱٩ بهمن ۱۳۸٧