شکرانه

چند روز پیش آرزو کرده بودم برم سینما، دو بار رفتم:

1.فیلمش اینقدر نچسب بود که من در تمام مدت فیلم حواسم به پفکی بود که داشتم نوش جان می کردم.

2.فیلمش خیلی خوب بود اما بردن تنقلات به سالن ممنوع بود!

بنابراین ترکیب این دو می شه برآورده شدن آرزوی من سوال 

اما نکته مهم اینه که هر دو بار دست کوچی در دستم بود قلب

خدایا شکرت که هنوز وقتی دستم رو می گیره دلم قیلی ویلی میره ،هنوز وقتی میخنده ضعف می کنم،همیشه منتظر دیدن دوباره اش هستم،وقتی ازم تعریف میکنه غرق خوشحالی میشم،همیشه به یادشم. این حس رو هیچوقت ازم نگیر...

   + ندا - ٩:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱٧ مهر ۱۳۸٧