عدالت ...

دیروز مراسم سالگرد یکی از اقوام کوچی بود. ما هم شرکت کردیم.

نمی تونم غم عظیمی که توی دل همسر آن مرحوم بود را براتون شرح بدم. پارسال وقتی رفته همسرش رو برای سحری بیدار کنه دیده همسرش دیگه بیدار نخواهد شد ،اون هم وقتی خودش 7 ماهه باردار بوده ...

در حالی که بچه اش توی شکمش بوده همسرش رو به خاک سپرده.در مراسم سالگرد می تونستم دلشکستگی عمیقش رو احساس کنم،بچه چند ماهه اش توی بغلش خوابیده بود و مردم با دلسوزی بهش نگاه می کردن و خدا رو شکر می کردن که این اتفاق برای خودشون نیفتاده .اسم پسرش رو هم به یاد همسر مرحومش گذاشته بود امیر حسین . و من در تمام مراسم فکر می کردم تاوان کدوم گناه می تونه به این سنگینی باشه ؟پس مهربونی خدا کجاست؟چطوری تونسته اشکهای این بنده دلشکسته اش رو تحمل کنه؟من که نمی فهمم و اگر بیشتر ادامه بدم ...افسوس

 

   + ندا - ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳ مهر ۱۳۸٧