مرخصی

تمام مرخصیهام رو جمع کرده بودم که از 22 بهمن تا 18 اسفند رو فقط یک روز در هفته برم شرکت. برای این مدت 4 سریال کامل و حدود سی فیلم آماده کردم و هفت یا هشت کتاب از فروشگاه آنلاین شهر کتاب خریدم، اما جالبه که هر روز صبح که بیدار میشم با یک علامت سوال بزرگ مواجه میشم که امروز چه کار کنم!!

هفته اول به بیرون ریختن تمام کمدها و کابینتها و مرتب کردن اونها گذشت. حجم وسایلی که در این یک هفته ریختم بیرون واقعا" قابل توجهه. بطوری که کوچی میگه تا پایان شهریور که من باید خونه بمونم احتمالا" کل وسایلمون در یک وانت جا خواهد شد!!

یک لیست بلند بالا هم از وسایلی که برای خونه و تولد پسر لازم دارم تهیه کردم که نمیدونم کی قراره بخرمشون !!

حدود دو هفته و نیم به تولد پسر باقی مونده و کوچی میگه چطوری میخواهی این شش ماه رو در خونه بگذرونی؟ من هم میگم وقتی این پسر بدنیا بیاد خلاصه با هم سر میکنیم، میخندیم ، گریه میکنیم ، دعوا میکنیم و بازی میکنیم!!

   + ندا - ٩:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱ اسفند ۱۳٩۳