برنامه روزانه

صبحها ساعت 6:20 از خواب بیدار میشم. ساعت 6:40 پشت فرمان ماشین در پارکینگ. تا درب اتومات باز شود، حدود 10 ثانیه ، عینک آفتابی و ضبط را از کیفم در می آورم. حدود نیم ساعت رانندگی معولا" با گوش دادن به آهنگهای قدیمی و زیر لب ناسزا گفتن به راننده های دیگر! حدود یک ربع دنبال جای پارک در کوچه های یک طرفه جردن.

لپ تاپم را از کشو میز در می آورم، سری به سایتها و وبلاگها میزنم.قرص تیروئید ساعت 7:45. ساعت 8 با دوست و همکار 10 ساله ام صبحانه میخوریم حدود 10 دقیقه. به گل روی میزم آب میدهم، قرص امگا 3 و کار شروع میشود تا ساعت 12:30 و سپس نهار تا ساعت 13:15. بعد از نهار نوبت مطالعه مطالب مربوط به رشته کاریمان، تکنولوژیهای جدید و هزاران هزار مطالب جدید میرسد (یکی از قسمتهایی که در رشته ما بسیار بسیار مهم و حیاتی است وگرنه شخص مطلعتری فوری روی صندلی شما مینشیند!). من با استفاده از دفترها و مارکرهای رنگی این قسمت را برای خودم جذاب میکنم.

ساعت 17 کلاسهای مربوط به شبکه آغاز میشود تا ساعت 20. این قسمت با استفاده از نسکافه و بیسکوئیت قابل تحمل میشود. ساعت 20 با همکار دیگرم با قیافه های آشفته از شرکت فرار میکنیم. بی خیال عینک آفتابی و ضبط، پایم را روی پدال گاز فشار میدهم .

وقتی در خانه را باز میکنم یک عدد کوچی که برای شامش قبلا" چیزی خورده با قیافه خسته من روبرو میشود. بساط میوه یا چای برپا میشود و من همانجا روی کاناپه خوابم میبرد. معمولا" هم از کرمهای ضد چروک شب و مسواک و لباس خواب و قرصهای ویتامین خبری نیست! پولی است که من بر حسب وظیفه بین این اصناف محترم ماهانه تقسیم میکنم.

پنجشنبه و جمعه تعطیلم، اما من برای آنها هم برنامه ریزی کرده ام. پنجشنبه صبح کارهای بانکی و خرید از تره بار، تکالیف زبان و نهار با خواهرم!

پنجشنبه بعد از ظهر کلاس زبان تا ساعت 18. بعد از کلاس، درسها و پروژه های دانشگاه (کارشناسی ارشد) و اگر وقتی بود فیلم و کتاب و تئاتر و سینما و کنسرت و خانه بابام یا باباش و ...

جمعه صبح اگر درس دانشگاه نباشد استخر و نهار با کوچی و خواب بعدازظهر (کل دلیل زنده بودنم) و آماده شدن برای هفته جدید .

یکشنبه شب که رفته بودم دکتر غ.د.د :بهم گفت که حتما" باید ورزش کنم و من با قیافه ای پر از علامت سوال نگاهش میکردم و مغزم در حال مرور برنامه روزانه ام جهت پیدا کردن زمانی برای ورزش بود!

   + ندا - ۸:٥۱ ‎ق.ظ ; ٢۸ خرداد ۱۳٩٢